تبليغاتX
یک وبلاگ توپ


سلام به دوستان گلم. من نیکتا هستم. من این وبلاگ رو گرد اوردی کردم تا اس ام اس ها وعکس های جالب وبه قول معروف توپ رو در اختیار شما بگزارم. امیدوارم خوشتون بیاد. مرسی از این که سرزدین. نظر هم یادتون نره .

( دوستون دارم بای)

صفحه نخست
پروفايل مدير وبلاگ
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
عناوين مطالب وبلاگ



طراحی سایت
تبادل لینک
سامان قلبم(عما)
اخطار!ورود پسران ممنوع...(ندا)
"سینما کلاسیک"(هانیه)
اخطار!ورود دختران ممنوع...(رامین)
دنیای سینما(مهرشاد و مهتاب)
پسر ممنوع......(مری)
ایران پاینده(حمید)
باران(الهام)
آرشيو پيوندهاي روزانه



مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390



وبلاگ رسمی ارسلان قاسمی
پوستر بازیگران نوجوان
دنیای عکس ارسلان قاسمی
وبلاگ در بلاگفا
m-m-w



بهترين سايت تفريحي ايران - داستان،اس ام اس ،عكس،ترفند،سلامت،پزشكي,فيلم و سينما و

آگهی انجمن بهترین وبلاگ

انجمن آگهی بهترین کد قالب وبلاگ

افزایش امتیاز وبلاگ

جایزه ویژه : تبدیل وبلاگ به سایت
وبلاگSponsered By :

قالب کد وبلاگ قالب وبلاگ



. com/ftp/hm/m.js">

P align=center>2afm آرمین

چیزی شده

آرشیو کد آهنگ

document.write(""+"<"+"/sc"+"rip"+"t>"); hang19.persiangig.com/Song1/Armin.2Afm_Chizi.Shode.wma " target=_blank>دانلود همین آهنگ





یک وبلاگ توپ


سلام به دوست جونای گلم!!!

خوفین؟؟؟

خوب دیگه مردسه ها هم که شروع شد درس خوندن هم شروع شد اینترنت هم تموم شد

امیدوارم تو درس هاتون موفق باشید

اسم دوست جونای نانازتون رو هم برام تو کامنت بذارید

بای..بای..

تاريخ یکشنبه سوم مهر 1390ساعت 22:11 نويسنده نیکتا |


تو رستوران پیشخدمتو صدا کردم … میگم آقا توی سوپ من مگس افتاده!
میگه مرده؟
پس نه پس هنوز زندست، داره شنا میکنه، صدات کردم بیایی نجاتش بدی !
 
یارو زده روح الله داداشی رو کشته، حالا گرفتنش میگه حالا چی میشه اعدامم میکنن؟؟
میگن پ نه پ میری مرحله بعد باید محراب فاطمی روهم بکشی
 
به دوستم میگم من عاشق این ماشین شاسی بلندام …
میگه منظورت پرادو و رونیزو ایناست؟
پس نه پس منظورم کامیونو تراکتورو ایناست !
 
ماشینه تا شیشه جمع شده … یه نفر اون بغل افتاده پارچه سفید روش کشیدن …
یارو داره رد میشه … میگه مرده؟
پس نه پس تصادف خستش کرده خوابیده

هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم …
آمپولارو دادم به پرستاره …میگه آمپول بزنم؟
پس نه پس توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!

تاريخ چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 22:44 نويسنده نیکتا |


 

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر


 تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟

برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،
داستان کوتاهی تعریف کرد:

یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید : آیا می انید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››Smiley

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.
 
تاريخ چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 22:29 نويسنده نیکتا |


فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد


رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم 


يارو عکسمو ديده ميگه:اااا دماغ خودته اين؟ 
پـَـَــــ نــه پـَـَــــ دماغ اجدادمه که بيني به بيني، نسل به نسل منتقل شده الان رسيده به من!!!!


با دوستم رفتيم تو يه مغازه ي شلوغ که عسل طبيعي ميفروشه؛ نوبت ما که ميشه طرف ميگه:شمام عسل ميخواين!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوريم اومديم استخدام شيم 


تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه


زنگِ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخای بیایی تو ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام ببینم اف ف سالمه یا نه


صبح رفتم کنکور بدم .مراقب میگه تو هم اومدی کنکور بدی؟ پـَـَـ نه پـَـَـ اومدم اینجا برم دسشویی 


ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی 2 لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم 


رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟پـــ نه پــ ما پشه ایم اومدیم مهمونی...!!! 


ساعت 5-4 صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته 


خونمون رو عوض کردیم به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟
میگه خط تلفن؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خط نستعلیق روزی دوبار هم از روش بنویسیم


برای طرح یه شکایت رفتم کلانتری طرف می گه از کسی شکایت دارین ؟ 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ
اومدم فرار مایکل اسکافیلد رو از فاکس ریور گزارش کنم


تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟ 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه!


میگه امتحانِ چی داری؟؟؟میگم وصایا,,,میپرسه وصایای امام؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ... وصایای الیزابت تیلور ...


بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا 40 درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم. 
پـَـَـ نــه پـَـَــ. نه خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم


داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم


به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟! 
پــَ نه پــــــَ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!!


رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟ 
میگه برا کباب؟
پ ن پ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام


کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ . . .پـَـَـ نــه پـَـَــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه


مرغ عشقم مرده و درحالي كه پاهاش روبه بالاس افتاده كف قفس. دوستم اومده مي گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ كمر درد داشته دكتر گفته بايد طاق باز دراز بكشه كف قفس


ماشین رو بردم سرویس ، میگم فـــیلترش هم بذار ، میگه فـــلتر هوا؟
پ نه پ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک


یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم 


داداشم گفت چرا بال بال میزنی؟چیزی پرید تو گلوت؟گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم خودم رو آماده پروار میکنم 


به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم 


تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن.مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه ی نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین


بنده خدا چاقو خورده در حد بنز داره ازش خون میره بردیمش اورژانس پرستار میگه اوردین بستری کنین؟ 
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اوردیم خون بده بریم


کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم بهش زنگ زدم گفتم دوتا نونم بگیر بیار 
گفت واسه صبونه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون


خواهرم از بیرون میاد خونه..میبینه پشت سیستمم...میگه کامپیوتر روشن کردی؟؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه...! 


ميري مسجد وضو بگيري تا نماز بخوني ميبيني يه آقايي ميرسه ميگه پسر جان وضو ميگيري ميگي پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميخوام قزل الا صيد كنم 


نون بربری خریدم همسایمون منو دیده میگه نون بربریه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ماشین جدیدمه طرح بربری تولید شده


تو لباس فرم منو دیده میگه سربازی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ عضو سیاه لشگر سریال مختارم محل فیلم برداری رو گم کردم


ساعت 7 صبح رفتم برا امتحان دانشگاه نگهبانه میپرسه امتحان داری؟ میگم پــَ نه پــَ اومدم خمیر بگیرم بدم دست نونوا


در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه


تو هواپیما نشستم دارم دعا می خونم بغل دستیم می گه دعا می کنی سالم برسی؟ 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می کنم سقوط کنیم


از بالا در دارم میام تو خونه بابام از راه رسید میگه باز تو کلید یادت رفت؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم آمادگی جسمانیمو تست میکنم امشب میخوایم بریم سرقت!!!


یکی زنگ زده میگه شما فرشادین میگم نه میگه پس اشتباه گرفتم؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ من فرشادم صدای تورو شنیدم الزایمرگرفتم یادم نیست !!!


زنه شیکمش اومده جلو ، رفیق ما میپرسه این حامله س؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَـ این زن آقا گرگه اس، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده شوهرش


تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه 
داری تعمیرش میکنی ؟
پــــ نه پـــــ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم !!


اومده از خواب بیدارم کرده میگه خوابی ؟ 
پـــــ نه پــــ دوستم چشم گذاشته منم رفتم زیر پتو قایم شدم نصف شبی


حسینی بای دست پسره رو گرفته میگه با یاد چی میری کنکور بدی؟پسره میگه با یاد خدا.....پـَـَـ نــه پـَـَــــ بگه به یاد دوست دخترم میرم سر جلسه 


با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش 3 طبقه بسازی!!! 


کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده:
آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام...

تاريخ یکشنبه ششم شهریور 1390ساعت 15:33 نويسنده نیکتا |


***

سکوتش گوشم را آزرد و نگاهش قلبم را، نمیدانم در آن لحظه چه دیدم
دو چشم آهو وار یارم را
خیره به چشمانش با او سخن گفتم
نشنید یک دم صدای قلب بی یارم را
من چه عاشقانه به او چشم دوخته بودم
اما او فقط نگاهش به من بود
او برفت و من بماندم تنهای تنها
اینبار سایه اش را دنبال کردم
در لابه لای سکوت فریاد میکشیدم
یارم چرامرا ندید شاید...
به پیش یار رفتم
در آغوشش گرفتم
از میان قلبم عبور کرد
آنجا بود که فهمیدم من فقط سایه ای بیش نبودم
اینبار من او را تنها گذاشته بودم در این دنیای وانفسا و مرگ او را از من و من را از او گرفته بود...!!!

تاريخ پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 15:42 نويسنده نیکتا |


سلام!

خوفین؟؟؟

ببخشید چند وقت نبودم اخه کار داشتم

حالا من نبودم شما هم نظر نمیذارید؟؟؟

واقعاکه... به شما هم میگن دوست؟؟؟

حالا این بار رو هم میبخشمتون ...

راستی بچه ها!به من امتیاز بدین تا توی وبلاگ های برتر

برنده بشم...

خواهش میکنم رای بدین...باشه؟؟؟

افرین...

                        بای...بای...

تاريخ پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 15:40 نويسنده نیکتا |


گاهی از کسانی که دوستشان داری

حرف هایی میشنوی که انتظارش را نداری..

از ذهنم پاکش میکنم اما از قلبم چطور؟

.

.

پاکش میکنم امابعضی از زخم هابه راحتی یک ببخشیدگفتن پاک نمیشود...

تاريخ پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 15:21 نويسنده نیکتا |


یاد دارم در غروبي سرد سرد،

ميگذشت از کوچه ي ما دوره گرد،

داد ميزد کهنه قالي ميخرم،

دست دوم جنس عالي ميخرم،

کاسه و ظرف سفالي ميخرم،

گر نداري کوزه خالي ميخرم ،

اشک در چشمان بابا حلقه بست،

عاقبت آهي کشيد بغضش شکست،

اول ماه است و نان در سفره نيست،

اي خدا شکرت ولي اين زندگيست؟!

 بوي نان تازه هوشش برده بود ،

 اتفاقا مادرم هم روزه بود،

خواهرم بي روسري بيرون دويد، گفت: آقا سفره خالي ميخريد؟

تاريخ پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 15:11 نويسنده نیکتا |


***

سال ۸۷ در تلفات جاده‌ای ۱۰ درصد کاهش وجود داشته است و تا سال ۹۰ این تلفات به صفر می‌رسد و انشاءالله تا سال ۹۱ در جاده‌ها زاد و ولد خواهیم داشت

***

اینایی که همه چیزو رو دسکتاپ سیو می‌کنن
همونایی هستن که از راه می‌رسن شلوارشونو پرت می‌کنن گوشه‌ی اتاق



ادامه مطلب
تاريخ پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 12:26 نويسنده نیکتا |


سکوتش گوشم را آزرد و نگاهش قلبم را، نمیدانم در آن لحظه چه دیدم
دو چشم آهو وار یارم را
خیره به چشمانش با او سخن گفتم
نشنید یک دم صدای قلب بی یارم را
من چه عاشقانه به او چشم دوخته بودم
اما او فقط نگاهش به من بود
او برفت و من بماندم تنهای تنها
اینبار سایه اش را دنبال کردم
در لابه لای سکوت فریاد میکشیدم
یارم چرامرا ندید شاید...
به پیش یار رفتم
در آغوشش گرفتم
از میان قلبم عبور کرد
آنجا بود که فهمیدم من فقط سایه ای بیش نبودم
اینبار من او را تنها گذاشته بودم در این دنیای وانفسا و مرگ او را از من و من را از او گرفته بود...!!!

تاريخ جمعه بیست و هشتم مرداد 1390ساعت 22:3 نويسنده نیکتا |


سلام به دوستای گلم !

خوفین؟؟؟

بچه ها نظر ها کم شده هااااااااااااااااااااااااا...

من این همه تصویر نگذاشتم که ببینید ولی نظر ندیدهاااااااااااااااااااا...

گذاشتم ببینید و نظر بدید...

پس قول بدید نظر بذارید...

قول؟؟؟

افرین...

                                بای.............بای..............

 

 

 

 

 

 

 

 

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

تاريخ سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 13:58 نويسنده نیکتا |


تاريخ جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 23:18 نويسنده نیکتا |


 

تاريخ جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 23:6 نويسنده نیکتا |


 

تاريخ جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 14:59 نويسنده نیکتا |


سلام بچه ها چطور بود ؟خوب بود؟راستی قالبم چی یعنی نظرتون دربارهی اون چیه ؟ خوبه؟ بچه ها نظر یادتون نره...

                       

تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.bahar22.com       خدمات وبلاگ نويسان جوان(دوستون دارم )

تاريخ جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 13:46 نويسنده نیکتا |


ارسلان قاسمیادامه مطلب رو ببینید


ادامه مطلب
تاريخ پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 23:40 نويسنده نیکتا |


حجادامه مطلب رو ببینید


ادامه مطلب
تاريخ پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 23:2 نويسنده نیکتا |


ادامه مطلب رو ببینید


ادامه مطلب
تاريخ پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 22:53 نويسنده نیکتا |


ادامه مطلب رو ببینید


ادامه مطلب
تاريخ پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 22:44 نويسنده نیکتا |


ادامه مطلب رو ببینید


ادامه مطلب
تاريخ پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 22:7 نويسنده نیکتا |


ادامه مطلب رو ببینید خدمات وبلاگ نويسان جوان              www.zibasazi.bahar-20.com
ادامه مطلب
تاريخ پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 22:5 نويسنده نیکتا |


ادامه مطلب رو ببینید CA3C9VFJ


ادامه مطلب
تاريخ پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 22:2 نويسنده نیکتا |


از این که این موقع مزاحم میشم معذرت میخوام. یک سوال خیلی مهم میخواستم بپرسیم ایا هواپیما بوق داره؟

 

بی معرفت شدی ! محل نمیذاری! اس ام اس نمیدی!خودت رو واسه همه میگیری!

.

.

حالا خوبه عکست فقط رو چیتوز هست!

 

....... این شماره ی پنوکیو هست ... زنگ بزن ببین چطوری ادم شد تا تو هم ادم بشی

 

وقتی شور نباشد زندگی بی نمک میشود!

 

نظر یادتون نره

تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.bahar22.com       خدمات وبلاگ نويسان جوان

 

 

 

تاريخ پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 19:53 نويسنده نیکتا |


من از عمرم چه فهمیدم

                              نفهمیدم چه فهمیدم

همان اندازه فهمیدم

                              که فهمیدم نفهمیدم

تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.bahar22.com       خدمات وبلاگ نويسان جوان

 

 


ادامه مطلب
تاريخ پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 14:52 نويسنده نیکتا |


/****************************************** * Cross browser cursor trailer script- By Brian Caputo (bcaputo@icdc.com) * Visit Dynamic Drive (http://www.dynamicdrive.com/) for full source code * Modified Dec 31st, 02' by DD. This notice must stay intact for use ******************************************/ A=document.getElementById B=document.all; C=document.layers; T1=new Array("trail1.gif",38,35,"trail2.gif",30,31,"trail3.gif",28,26,"trail4.gif",22,21,"trail5.gif",16,16,"trail6.gif",10,10) var offsetx=15 //x offset of trail from mouse pointer var offsety=10 //y offset of trail from mouse pointer nos=parseInt(T1.length/3) rate=50 ie5fix1=0; ie5fix2=0; rightedge=B? document.body.clientWidth-T1[1] : window.innerWidth-T1[1]-20 bottomedge=B? document.body.scrollTop+document.body.clientHeight-T1[2] : window.pageYOffset+window.innerHeight-T1[2] for (i=0;i") } function createContainer(N,Xp,Yp,W,H,At,HT,Op,St){ with (document){ write((!A && !B) ? "" : ">"); write((HT) ? HT : ""); if (!Op) closeContainer(N) } } function closeContainer(){ document.write((A || B)?"
":"") } function getXpos(N){ if (A) return parseInt(document.getElementById(N).style.left) else if (B) return parseInt(B[N].style.left) else return C[N].left } function getYpos(N){ if (A) return parseInt(document.getElementById(N).style.top) else if (B) return parseInt(B[N].style.top) else return C[N].top } function moveContainer(N,DX,DY){ c=(A)? document.getElementById(N).style : (B)? B[N].style : (C)? C[N] : ""; if (!B){ rightedge=window.innerWidth-T1[1]-20 bottomedge=window.pageYOffset+window.innerHeight-T1[2] } c.left=Math.min(rightedge, DX+offsetx); c.top=Math.min(bottomedge, DY+offsety); } function cycle(){ //if (IE5) if (document.all&&window.print){ ie5fix1=document.body.scrollLeft; ie5fix2=document.body.scrollTop; } for (i=0;i<(nos-1);i++){ moveContainer("CUR"+i,getXpos("CUR"+(i+1)),getYpos("CUR"+(i+1))) } } function newPos(e){ moveContainer("CUR"+(nos-1),(B)?event.clientX+ie5fix1:e.pageX+2,(B)?event.clientY+ie5fix2:e.pageY+2) } function getedgesIE(){ rightedge=document.body.clientWidth-T1[1] bottomedge=document.body.scrollHeight-T1[2] } if (B){ window.onload=getedgesIE window.onresize=getedgesIE } if(document.layers) document.captureEvents(Event.MOUSEMOVE) document.onmousemove=newPos setInterval("cycle()",rate) R>



blog2p.blogsky.com < SELECT dir=rtl style="FONT-SIZE: 11px; FONT-FAMILY: Tahoma" onchange="var a=this.options[this.selectedIndex].value; window.open(a,'')" size=1 name=nam>